چوب خط بر ديوار عمر

ژوئن 3, 2008

 

از جيب شلوارم پاكت سيگارم را در آوردم و شادمان آخرين نخ سيگار درون پاكت را برداشتم و آتشي بر آن كشيدم و شروع به كشيدنش كردم ، آخرين نخ سيگارهميشه برايم  پيام آور لحظات خوب و كوتاه پيش رو  بود آن نخ  به من نخ مي داد كه بايد به خانه برگردم .هرروز در گرگ وميش هواي صبح كه براي كار از خانه بيرون مي زنم يك پاكت سيگار از دكهء روزنامه فروش مي خرم و پس از دو شيفت كار مداوم در نيمه شب با كشيدن آخرين سيگاردرون پاكت به خانه مي روم تا فقط بخوابم .

وقتی این ها را گفت مرا به ياد زنداني ای انداخت كه باچوب خطي بر ديوار زندان لحظه هاي عمرش را مي شمرد تا به لحظه ء رهایی برسد .

Entry Filed under: Uncategorized. برچسب‌ها: .

2 Comments Add your own

  • 1. ali haibodi  |  ژوئن 3, 2008 at 7:17 ب.ظ

    agha navid hey in gholestano bara ma pm midi vali ma har chi pm midim javabe maro nemidi chie ghazie?man shayad avakakhre tabeston biam iran ..1 jori mobileto bara ma e-mail kon dar tamas bashim..rasti e-mailet chie?

    پاسخ
  • 2. احسان  |  ژوئن 26, 2008 at 11:08 ب.ظ

    ………….
    دو سه ده سال که از عمر گذشت
    آینه بانگ زند
    ای جوان پیر شدی
    قله ی عمر گذشت،
    باخبر باش که از قله سرازیر شدی
    ………….

    خوش باشی جوون ؛)

    پاسخ

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


نوید اسماعیل زاده

بایگانی

نوشته‌های تازه

پیوندها

چه قدر دیده شدم؟

از شما رسیده ها :