پدر ، عقل یا عشق ؟
جولای 16, 2008
خواستم سپاس گویمت ؛ اما سپاس را آبرو از تو ديدم. چه ؛ تو خود تداعی گر این واژه در ذهن خرد من بودی وحیاتت مالامال از سپاس بیکران .پس سپاس با آن همه وجاهت و تفاخر یارای عرض اندام در برابر نام “ پدر ” نیافت .خواستم آنگونه که در وجودم حک شده ای تحسینت کنم ؛ از عقل و عشق گویم که هر دو را به قاعده ء دنیای اطرافم در تو یافته ام ؛ ماندم ، ماندم که تو همان عقلی هستی که عاشق شده بود یا آن عشقی که عاقلانه وجودم را به تسخیر درآورد. پدر ، تو عقل و عشق را مبهوت کرده بودی ، شاید بهتر است دست یاریم را به سوی ” ایستادگی” دراز کنم ، به وضوح دیدم که در زندگی پر تلاطم خود ، در برابر امواج سهمگین ناملایمات و نامردی ها ایستادی و هیچگاه ذره ای سر خم نکردی تا به من بیاموزی که مبادا غیرتم را به بهایی سنجم.
و امروز هرآنچه ازایستادگی و عزت که دارم را وامدار قطره ای از دریای بیکران وجود نازنین ” پدر ” می دانم .
من امروز واژهء پر مهرش را فریاد می زنم که آبرو ،آب از نام نامی ” پدر ” یافت و پدرم تو به تصدیق تعبیر روشن آنی.
روز پدر مبارک
یا علی مدد
نوید اسمعیل زاده
Entry Filed under: Uncategorized. .

Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed