بیانیه شماره 3 من

آوریل 25, 2009

برای خواندن بیانیه آقای مایلی کهن به همراه متن استعفایشان اینجا را کلیک کنید :

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802010524

آنچه در ذیل می خوانید بیانیه جوابیه ء گونه ای است به بیانیه شماره 2 مایلی کهن ها

بسمه تعالی
با سلام به محضر جوانان این مرز و بوم ، جوانان خوش غیرت که گاه و بیگاه نشان داده اند که هستند و چه هستند، با حضورشان و با عدم حضورشان ، جوانانی که به زعم من بهترینند و به زعم جنابانی مثل حاج ممد آقای مایلی کهن اما نه بهترین نیستند. آقایانی که تماشاگران خارجی را بهتر می دانند و چه به به و چه چه ها نثار غیرتشان می کنند شعار توپ ، تانک فشفه و این و آن … اند را که تنها شعار با معنی و نغز این تماشاگران می دانند آیا نشنیده اند؟ ندای تیم ما شیره یا علی مدد ،نشنیده اند؟ هم آوایی یا ابوالفضل یا ابوالفضل یکصد هزار بچه مسلمان را، کجا دیده ایم و شنیده ایم صدای آن همه تماشاگر را که ذکر صلواتشان بر بام هفتم آسمان هم می رود . حاج ممد آقا شما که سالهاست در همین استادیوم ها بوده اید ما نشنیده ایم آیا شما هم نشنیده اید ؟ بین ما و فرنگی ها قیاس جایز نیست واقعا آیا شده به یاد آورید که این جوان خوش غیرت از دید من و بی غیرت از منظر تو چگونه و با چه امکاناتی در سگ لرزهای سرد زمستان و آفتاب سگ پز ظهر تابستان خودش را چند ساعت زودتر به ورزشگاه می رساند با درشکه و خر و استر پا به ورزشگاه می گذارد نه آبی است که بنوشد نه غذایی که بخورد ، زیر تیغ ستیغ آفتاب تشنگی فشار می آورد. یک پیر مردی آنجاست که اوهم مثله شما نوه دارد نوه اش همراهش هست او هم توپی دارد که توپ اوهم سه رنگ است اما سه رنگ میهنش سه رنگ پرچم پر افتخار کشورش .او تشنه است بر پدرجان فشار می اورد طلب آب میکند و پدر مجبور است تا برایش بستنی یخی که تنها چیزی است که در سگ دانی ورزشگاه وجود دارد با قیمت پول خون پدرش را بخرد، البته بستنی یخی با پره های پای سوسک و ملخ ، در آن سگ دانی نه آبی است نه سایه ای نه حتی نمازخانه ای ، حاجی هنوز اشکش باقیست شش ساعت به آغاز بازی مانده گرمای تابستان و برف سرد زمستان خدایا من بی غیرت باید بر این روی سکوهای سیمانی بنشینم حاج ممد آقا تو احمق نیستی این جوان خوش غیرت احمق است که با این شرایط به استادیوم می آید، می آید با تحمل این سختی که از تو حمایت کند، می آید به تماشای چه ؟ با برد تو خوشحال میشود و با باختت ناراحت ، تاکنون شاهد مرگ چندتن از این بی غیرت ها در آزادی بوده ای ، نمی دانم شاید اصلا نبوده ای شاید واقعا از اول اشتباه بوده ای ، حاج ممد آقا اون تماشاگر خارجی وقتی که بازیکن گل می زند می پرد تو بغلش روی صندلی چرم می نشیند بین دو نیمه مثل چارپایان آب نمی خورد آو می رود در بار نوشیدنی گرم و سردش را می خورد یک پیتزا سفارش می دهد آن را هم می خورد حاج ممد آقا آفتاب ستیغ تابستان بر کله او 10 ساعت نمی تابد ، او این ها را ندارد که دم بر نمی ارد حاج ممد آقا باز این جوان بی غیرت دم بر نمی آرد توپ تانک فشفشه نمی گوید تا جایی که بی غیرتی نبیند، اما وقتی سوء مدیریت می بینند وقتی باند بازی و تبانی می بیند وقتی می بیند آماده ها کنار و نا آماده ها به کار و بر خر مراد سوار ، بانگ بر می آورد توپ ، تانک ، فشفه هرچی آدم خائن و وطن فروشه … . آری او می گوید و من نیز با آن جوان می گویم و بانگ برمی آورم توپ ، تانک ، فشفه هرچی آدم خائن و وطن فروشه … .

Entry Filed under: Uncategorized. .

1 Comment Add your own

  • 1. داش ممدت!  |  آوریل 25, 2009 at 3:18 ب.ظ

    واقعا مرحبا به اين شعور.
    خدا شاهده كه اشك تمساح اين حاج ممد آقا اونقدر تاثير گذار بود كه آدماي ساده اي مثل من و خيلي از مردم داشت باورمون مي شد كه اي بابا! سال هاي سال از چه آدم گلي غافل بوديم!
    اما دست مريزاد داش نويد چقدر خوب از حق خودت و بچه هايغيرتي مثل خودت دفاع كردي و پته مته ي هرچي مفت خوره گنده … رو ريختي رو آب! ايول!!!

    پاسخ

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


نوید اسماعیل زاده

بایگانی

نوشته‌های تازه

پیوندها

چه قدر دیده شدم؟

از شما رسیده ها :